محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
237
مناقب مرتضوى ( فارسي )
باب چهارم در بيان عقد و نكاح سلطان الاوليا على مرتضى با سيّدة النّساء فاطمهء زهرا عليها التّحية و الثّناء - و ما يتعلّق بها : بر ضمير ارباب دانش و اصحاب بينش واضح و لايح مىگرداند كه اين عقد مبارك به اتّفاق مورّخين به سال دوّم از هجرت در ماه رجب المرجب منعقد گشت و در بيان اين احسن القصص ، اهل سير روايات آوردهاند ؛ بعضى مجمل و بعضى مفصّل . اما آنچه جامعتر يافته ، به ترجمهاش بشتافته روايت صفوة الصّفيه است تأليف ابن جوزى - رحمة اللّه عليه - از امّ سلمه - رضى اللّه عنها - مىآورد كه : « چون فاطمهء زهرا - عليها التّحية و الثّناء - از مرتبهء صباء به درجهء نساء رسيد ، اكابر قريش به خطبهاش مبادرت نمودند . آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به سخن ايشان التفات نفرمودى تا روزى ابو بكر صدّيق اظهار اين معنى نمود . در جواب فرمود : كار او وابسته به امر حقّ است و به روايتى گفت : انتظار وحى مىبرم . پس عمر بن الخطّاب التماس نمود ، همان جواب شنود . از سلمان فارسى منقول است كه : روزى ابو بكر و عمر و سعد معاذ - رضى اللّه عنهم - در مسجد نشسته ، سخن سيّدة النّساء در ميان داشته مىگفتند كه اكابر قريش از آن سرور التماس اين معنى نمودند به درجهء قبول نيفتاد . مرتضى على هنوز از اين مقوله ظاهر نكرده ، ابو بكر گفت : غالب ظنّ آن است كه فقر مانع اوست و مهم سيّدة النّساء در تسويف و